صدای دامن گلدار چین چینیش داره نزدیکتر میشه ، نزدیک و نزدیکتر یه دفعه جلوم می ایسته و می گه دختر خانم کف دستتو ببینم می خوام فالتو بگم . بی تفاوت ازروی نیمکت پارک پا میشمم و از کنارش دور میشم . و فقط صداشو میشنوم که تکرار می کرد . فالت خوب بود ، آینده ی خوبی داری یه خ خبر...... و صدا قطع میشه . خنده ام گرفته بود که این خانم کف بین هنوز دستمو ندیده بود ، از کجا متوجه شد آینده ام خوبه و یه خبر .... !! .
وقتی پیش سارا رفتم . همچنان در حال عکاسی بود . متوجه خنده ام شد و دلیلشو پرسید و موضوع رو تعریف کردم ، یهو وسایلشو جمع کرد و گفت بدو بریم که سوژه جالبیه باید چند تا عکس ازش بگیرم ، و کف دستمو ببینه . من و سارا حدود یک ساعت دنبال این خانم کف بین گشتیم ، انگار که زمین دهن باز کرده و خانومه رو بلعیده بود . هوا رو به تاریکی می رفت و جو پارک نسبت به هوا رفته رفته خطرناکتر میشد . من و سارا به این نتیجه رسیدیم که الان فضای پارکها برای تمرکز فکری و استراحت وبازی کودکان و پیک نیک مناسب نیست . کلی فعالیتها توی پارکها مشاهده می کنیم که دور از تصور ماست . خانم کف بین رو پیدا نکردیم ولی سارا کلی سوژه ذخیره ذهنش کرد و از پارک اومدیم بیرون .
و اما فعالیتهایی که توی پارکها انجام میشه .
فعالیتهای علمی ..... خانمهایی که با دامن چین چینشون کف بینی می کنن
فعالیتهای فرهنگی ..... دختر و پسرهایی که یه کتاب دستشون گرفتن و مثلان دارند مطالعه می کنند .
فعالیتهای هنری ..... افرادی که یا دارند تمرین اسکیس می کنند و یا یه دوربین مثل دوست من گرفتن دستشونو دارند گزارش تهیه می کنند و ...
و یه فعالیتی که همه این سه موارد رو شامل می باشد .... افرادی که نقشه دختران فراری رو که به پارک پناه آوردند و می کشند و یا پودر و قرصهای توهم ساز رو برای جوانان می فروشند .
![]()
![]()
